«چرخ يك گاري در حسرت واماندن اسب / اسب در حسرت خوابيدن گاريچي / مرد گاريچي در حسرت مرگ»

وقتي استيصال و درماندگي در اجزا و عناصر يك سيستم دامنگير شود بايد بپذيريم كه آرزوها و آمال نه به سمت پيشبرد بهتر و سريع‌تر امور بلكه به سمت ايستايي و اينرسي خواهد رفت.

در يك تعامل بيمارگونه چرخ آرزو مي‌كند اسب بايستد، چشم‌هاي اسب به زانوهاي خميده و كم‌رمق مرد گاريچي است و گاريچي هم به ايستادن قلبش فكر مي‌كند. در چنين فضايي اگر حركتي هم شكل مي‌گيرد آنقدر كند و كش‌دار است كه عملاً راه به جايي نمي‌برد.

فضايي كه سپهري در اين شعر ترسيم مي‌كند به خوبي از چالش‌‌هاي فعلي ما در اجراي قوانين و توافقنامه‌هاي بين بخشي خبر مي‌دهد كه اتفاقاً با حياتي‌ترين نيازهاي شهروندان گره خورده است. وقتي اجراي شناسنامه فني ساختمان به عنوان يك توافقنامه بين سازمان نظام مهندسي، شوراي شهر و شهرداري تهران بعد از يك سال به جايي نمي‌رسد مي‌توان حدس زد كه هيچ كدام از اجزاي اين سيستم چندان شوق و شعفي براي اجراي اين توافقنامه ندارد.

اين امر آنجا تأسف‌بارتر مي‌شود كه بدانيم صدور شناسنامه فني ساختمان يكي از مهم‌ترين راهكارهايي است كه مي‌تواند برخی از ساخت وسازها را از وضعيت اسفناك فعلي نجات دهد، مهندسان ناظر و پيمانكار را در برابر كالايي كه ساخته‌اند پاسخگو كند و خريداران را از نماهاي خوش خط و خال برخی بناهاي از پاي‌بست ويران برهاند.

رئيس كميسيون توسعه و عمران شوراي شهر تهران در گفت‌وگو با «ايران» درباره علت اجرا نشدن شناسنامه فني ساختمان در تهران مي‌گويد: «ما متأسفانه پيش از تصويب قوانين ظرفيت‌سازي لازم را انجام نمي‌دهيم، مثلاً به اين فكر نمي‌كنيم كه آيا سازمان نظام مهندسي ظرفيت لازم براي اجراي شناسنامه ساختمان را دارد يا نه. ما بايد واقعيت‌ها را پذيرا باشيم و قبول كنيم كه سازمان نظام مهندسي يك سازمان غيردولتي است و مطمئناً به جايي ورود نمي‌كند كه منافع مالي‌اش تأمين نشود. البته فقط بحث منافع نيست،‌ چرا كه اين سازمان آنقدر توانمند نيست كه بتواند فعاليتي را در اين حوزه گسترده به سرانجام برساند.»

حمزه شكيب در ادامه به نكته ديگري هم اشاره مي‌كند: «شهرداري عملاً تمايلي به اجراي شناسنامه فني ساختمان ندارد چرا كه مي‌خواهد اين كار را با لابي‌هاي خود انجام دهد بنابراين علاقه‌اي ندارد سازوكار اجراي اين طرح را به دست ديگري بدهد، چون عملاً بخشي از درآمدش را از دست مي‌دهد.»

اظهارات رئيس كميسيون توسعه و عمران شورای شهر تهران چند پرسش را ايجاد مي‌كند:‌

1-‌ چرا شوراي شهر تهران زمان تصويب طرح شناسنامه فني ساختمان نگاهي به ظرفيت و توانمندي‌هاي سازماني كه قرار است آن را اجرا كند، نداشته است.

2-‌ چرا شوراي شهر اغلب در برابر رفتارهاي خودسرانه شهرداري تهران نقش يك بازنده را بازي كرده و در خوشبينانه‌ترين حالت فقط به چند تذكر آن هم براي درج در رسانه‌ها بسنده كرده است.

3-‌ تأمين جان و مال مردم مهم‌تر است يا درآمدي كه شهرداري تهران به آن چشم دوخته است و این اجازه نمي‌دهد گاهی شناسنامه فني ساختمان به اجرا درآيد؟